بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

417

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

هيچ آفت نباشد و درد نكند و اگر اسهال دموى كبدى يك روز يا دو روز حبس شود و باز عود كند و آنجا كه خون در جگر از جهت سوء المزاج حار سوخته گردد و اخلاط با آن گداخته شود و به امعا مندفع گردد و براز صدى باشد و علامات غلبه حرارت كبد با آن ظاهر بود و اگر صفراوى در جگر غالب متولد شده باشد و طبيعت آن را به ماساريقا و امعا فرستاده بود و علامات آن با صفراويت براز ظاهر باشد و اگر گرانى آيد و گاهى اندك خونى هم با آن يار بود و گاه باشد كه خلطى محترق اكال در جگر متولد گردد و لختى آن را بخورد و چون خاثر از آن به امعا مندفع شود با التهاب و حدت در نواحى كبد باشد و بعضى از جرم جگر را بخورد و قطعه از آن جدا كرده طبيعت آن را بوجهى به امعا اخراج كند و در براز پارهء گوشتى كه به آتش بگدازد و در آب حل نشود « 1 » با عروق صغار غالب ظاهر گردد و بسيار ديده‌اند كه قطعه بزرگى ازين نوع در براز ظاهر شده و آن شخص زنده مانده و صحت يافته و حكما را در خروج اين‌چنين چيزى از عروق ضيقه اختلاف است بعضى چنان دانسته‌اند كه جرم جگر به حرارت غالب و حدت خلط اكال گداخته شود و به داخل امعا ترشح كند و آنجا باز منعقد گردد به همان وضع چه گوشت آن به خون بسته‌اند و اين صورت را در عروق مشكل توان تصور كردن مگر گويند كه شحم « 2 » مذاب از عروق به امعا مىرود و عروق دقاق هم از آن مىگذرد و بر تقدير تسليم باز باهم چون منعقد مىشوند و بعضى چنان دريافته‌اند كه چون پاره جگر به خارج امعا رسد طبيعت ليفهاى آن را به جهت دفع آن از هم بگشايد آن مقدار كه آن جرم به داخل آن درآمد و بعد از آن ليفهاى روده به حال خود باز رود و اين هم بعيد مىنمايد و اگر هر دو نوع را امعا اعتبار كنند فى الجمله وجهى دارد و فرق ميان اسهال معدى و كبدى در بعضى مواضع اشتباه آنست كه در مطلق كبدى نسبت با معدى خلط مندفع بيشتر باشد و عدد و مرات آن كمتر بود و ثفل آيد غير مختلط و بىمغص باشد و هر مجلسى باشد دفعة بمدتى درازتر اخراج يابد و فرق ميان اسهال طحالى و اسهال سياه كه از اخلاط محترقه و گشادن سده باشد آنست كه خلط محترق سخت سياه نباشد و بقوام غليظتر از جمله بود و خلط سوداوى سياه‌تر و رقيق‌تر باشد و بوى بد نكند و آنچه از سده آيد متعفن و بدبوى باشد و گفته‌اند كه اسهال كه از اخلاط محترقه باشد چون بسبزى ميل كند نشان قوت طبيعت و اميد خلاصى بود و بعد از آن به زودى زرد گردد و صحت پديد آيد و آنچه از ماساريقا افتاده باشد و هم قريب بكبدى بود ليكن چون اكثر سده قوى بود هيچ اثر هضم جگر در برابر كيلوسى پديد نباشد و در جگر هيچ گرانى

--> ( 1 ) در نسخه ديگر شود دارد . ( 2 ) در نسخه ديگر لحم دارد .